X
تبلیغات
شیمی علمی نوین
قالب وبلاگ
شیمی علمی نوین
شیمی علمی است که برای هر چیزی دلیلی دارد 
[ شنبه چهاردهم اسفند 1389 ] [ 12:59 ] [ مرجان خراسانی ] [ ]
می‌توان هسته اتم را به عنوان جرم نقطه‌ای و بار آن را به صورت بار نقطه‌ای در نظر گرفت. هسته شامل ، تمامی بارمثبت و تقریباً تمامی جرم اتم است، در نتیجه مرکزی تشکیل می‌‌دهد که حرکت الکترونی حول آن رخ می‌‌دهد. هر چند هسته عمدتاً از طریق نیروی جاذبه کلنی خود با الکترونها ساختار اتمی را تحت تأثیر قرار می‌‌دهد اما بعضی آثار نسبتاً دقیق را در طیف‌های اتمی می‌‌توان به آن نسبت داد.



تصویر

اجزای اصلی هسته

ذراتی که تمامی هسته‌ها از آنها ترکیب یافته‌اند پروتونها و نوترونها هستند. در حالت کلی به این ذرات نوکلئون می‌‌گویند. خواص نوکلئونها

بار

پروتون هسته اتم H (ایزوتوپ سبک اتم هیدروژن) است. پروتون دارای یک بارمثبت است که از نظر بزرگی با بار الکترون برابر است. نوترون دارای بار e 10-13 (10-18 برابر بار الکترون است) ولی چون خیلی کوچک است آن را خنثی می‌‌گیریم و لذا در برهمکنشی با الکترون نیروی ضعیفی از خود نشان می‌‌دهد.

جرم

پروتون و نوترون دارای جرم تقریباً یکسان هستند، جرم نوترون از جرم پروتون اندکی (کوچکتراز 0.1 درصد) بیشتراست. این ذرات هر دو دارای انرژی سکون حدود یک گیگا الکترون ولت هستند.



img/daneshnameh_up/7/79/C3_quant_04.JPG

اسپین

یک ویژگی مهم پروتون و نوترون اندازه حرکت زاویه‌ای ذاتی ، یا به اصطلاح اسپین هسته‌ای آنها است. اعداد کوانتومی اسپین هسته‌ای پروتون و نوترون هردو برابر ½ هستند.

گشتاور مغناطیسی هسته‌ای

گشتاور مغناطیسی پروتون در همان راستای اسپین هسته‌ای آن است، بزرگی گشتاور هسته‌ای ، مؤلفه گشتاور مغناطیسی پروتون را در امتداد راستای کوانتش فضایی برحسب مگنتون هسته‌ای به دست می‌‌دهد. گشتاور مغناطیسی نوترون درخلاف راستای اندازه حرکت زاویه‌ای آن است. گشتاور مغناطیسی غیر صفر نوترون حاکی از آن است که ، با وجود صفر بودن بار کل ، یک توزیع غیر یکنواخت بار در داخل آن وجود دارد.

نیروهای هسته‌ای

از آنجا که پروتونها در داخل هسته در فاصله کمی از همدیگر قرار دارند، نیروی رانشی کولنی بین آنها خیلی بزرگ است. برای آنکه هسته در حالت تعادل قرار گیرد، این نیرو را باید یک نیروی ربایشی دیگر (نیروی هسته‌ای) خنثی کند. این نیرو در قوی‌ترین حالت خود ، از نیروی کولنی خیلی قوی‌تر است. ولی ، نیروی هسته‌ای فقط در گستره محدودی قوی است. از جنبه‌های مهم نیروی هسته‌ای ، استقلال آن از بار است. نیروی مؤثر بین دو نوکلئون ، از اینکه دو پروتون ، دو نوترون و یا یک پروتون و یک نوترون باشند، متشکل است. نیروی بین دو نوکلئون با اسپین موازی نسبت به نیروی بین دو نوکلئون با اسپین پادموازی قویتر است.



img/daneshnameh_up/a/ac/atom.jpg


شعاع هسته‌ای بطور تقریبی از نتایج آزمایشهای پراکندگی ذره آلفا محاسبه می‌‌شود. اگر چه توزیع این ذرات پراکنده تنها با برهمکنش کولنی برای فواصل بزرگتر از 14-10 متر توجیه می‌‌شود، اما وقتی ذرات آلفا تقریباً در این فاصله از مرکز هسته قرار می‌‌گیرند از قانون کولن تبعیت نمی‌‌کنند. در این حالت ، شعاع هسته‌ای را می‌‌توان به صورت آن فاصله‌ای از مرکز هسته تعریف کرد که در آن نیروی هسته‌ای از اهمیت برخوردار است. نتایج به دست آمده از پراکندگی نوترونی برای شعاع هسته بیانگر تابعیت شعاع هسته‌ای از عدد جرمی‌‌ هسته‌ای (A) است. که شعاع هسته با ریشه سوم عدد جرمی متناسب است.

 

[ سه شنبه سوم اسفند 1389 ] [ 11:21 ] [ مرجان خراسانی ] [ ]

                             ساختار اتم                                                                                                                                                                                                      طيف اتمي :

همانطور كه مي‌دانيم نيوتن با گذراندن نور خورشيد از منشور ، طيف نور سفيد را تجزيه كرد . نيوتن نشان داد كه نور سفيد آميزه‌اي از رنگهاي مختلف است . گستره طول موج اين رنگها از 0.4 ميكرون ( بنفش مريي ) تا 0.7 ميكرون ( قرمز مريي ) ميباشد . طيف نور سفيد يك طيف پيوسته است . به همين ترتيب مي‌توان طيف هر نوري را توسط پاشندگي در منشور شناسايي كرد . طيف نور گسيل شده از بخار هر عنصري را طيف اتمي آن عنصر مي‌نامند . طيف اتمي عناصر مختلف با هم تفاوت دارد . اما علت اينكه در طيف اتمي خطوط مختلفي ديده مي‌شود چيست ؟

تصوير فوق تجزيه نور سفيد را نشان مي‌دهد

خطوط طيفي :

طيف اتمي ، مستقيما به ترازهاي انرژي اتم نسبت داده مي‌شود . هر خط طيفي متناظر يك گذار خاص بين دو تراز انرژي يك اتم است . پس آنچه در طيف نمايي داراي اهميت است ، تعيين ترازهاي انرژي يك اتم به كمك اندازه گيري طول موج‌هاي طيف خطي گسيل شده از اتم‌ها است . پايين‌ترين تراز انرژي ، حالت پايه است و همه ترازهاي بالاتر ، حالت‌هاي برانگيخته ناميده مي‌شوند . طبق تعاريف فعلي موقعي كه يك اتم از حالت برانگيخته بالاتر به يك حالت برانگيخته پايين‌تر گذر كند ، موج الكترومغناطيس ( يك طيف نور حامل انرژي ) متناظر به يك خط طيفي گسيل مي‌شود . البته بعدا توضيح خواهيم داد كه برعكس اين قضيه نيز صادق است يعني با جذب انرژي توسط ترازهاي انرژي ، اتم به يك حالت برانگيخته بالاتر صعود و با دفع انرژي به يك حالت پايين‌تر انرژي نزول ( گذر ) مي‌كند .

تصوير فوق طيف نشري خطي عنصر آهن را نشان مي‌دهد

طيف نشري

اگر جسمي نور توليد كند و نور توليد شده را از منشوري عبور دهيم ، طيفي به دست مي‌آيد كه طيف نشري ناميده مي‌شود . اگر رنگ‌هاي طيف حاصل به هم متصل باشند ، طيف نشري اتصالي و اگر بين آنها فاصله‌اي باشد ، طيف نشري را انفصالي يا خطي مي‌نامند . به عنوان مثال لامپ حاوي بخار يا گاز بسيار رقيق را در نظر بگيريد . اين لامپ به صورت لوله باريك شيشه‌اي است كه درون آن يك گاز رقيق در فشار كم وجود دارد . دو الكترود به نام‌هاي كاتد و آند در دو انتهاي لوله قرار دارند . اگر بين اين دو الكترود ، ولتاژ بالايي برقرار شود ، اتم‌هاي گاز درون لامپ شروع به گسيل نور مي‌كنند . اگر اين گاز مربوط به هليم باشد ، به رنگ زرد مايل به سبز روشن است كه اگر آن را از منشور بگذرانيم ، مي‌بينيم كه اين طيف پيوسته نيست . بلكه تنها از چند خط رنگي جدا از هم با طول موج‌هاي معين تشكيل شده است . يعني تصوير زير :

طيف جذبي

در سال 1814 فرانهوفر كشف كرد كه اگر به دقت طيف خورشيد را برسي كنيم ، خط‌هاي تاريكي در طيف پيوسته آن مشاهده خواهيم كرد . اين مطلب نشان مي‌دهد كه بعضي از طول موج‌ها در نوري كه از خورشيد به زمين مي‌رسد ، وجود ندارد و به جاي آنها ، در طيف پيوسته نور خورشيد خط‌هاي تاريك ( سياه ) ديده مي‌شود . اكنون مي‌دانيم كه گازهاي عناصر موجود در جو خورشيد ، بعضي از طول موج‌هاي گسيل شده از خورشيد را جذب مي‌كنند و نبود آنها در طيف پيوسته خورشيد به صورت خط‌هاي تاريك ظاهر مي‌شود . در اواسط قرن نوزدهم معلوم شد كه اگر نور سفيد از داخل بخار عنصري عبور كند و سپس طيف آن تشكيل شود ، در طيف حاصل خطوط تاريكي ظاهر مي‌شود . اين خطوط توسط اتم‌هاي بخار جذب شده‌اند .

در واقع هم در طيف گسيلي و هم در طيف جذبي هر عنصر ، طول موج‌هاي معيني وجود دارد كه از ويژگي‌هاي مشخصه آن عنصر است . طيف‌هاي گسيلي و جذبي هيچ دو عنصري مثل هم نيست . اتم هر عنصر دقيقا همان طول موج‌هايي را جذب مي‌كند كه اگر دماي آن به اندازه كافي بالا رود و يا به‌هر صورت ديگر برانگيخته شود ، آنها را تابش مي‌كند .
اين طيفهاي جذبي و نشري همگي مربوط به ترازهاي انرژي و يا بهتر است بگوييم به لايه‌ها و زير لايه‌هاي اتم عناصر مربوط ميشود زيرا در هندسه فضايي همانگونه كه براي مشخص كردن مكان يك شي در فضاي سه بعدي به سه پارامتر طول ، عرض و ارتفاع ( x y z ) نياز داريم ، براي مشخص كردن هريك از اوربيتالهاي يك اتم نيز به اين چنين پارامترهايي نياز داريم . به اين منظور از سه عدد m1 , l , n استفاده شده است كه اينها به اعداد كوانتومي مشهورند .
n عدد كوانتومي اصلي ناميده ميشود ، در مدل كوانتومي به جاي ترازهاي انرژي از واژه لايه‌هاي الكتروني استفاده ميشود و n سطح انرژي آنها را معين مي‌كند . n=1 پايدارترين لايه الكتروني را نشان ميدهد و هر چه مقدار n بالاتر رود سطح انرژي لايه الكتروني افزايش مي‌يابد ( يعني براي بالا بردن الكترونها در لايه‌ها ، مرحله به مرحله به انرژي بيشتري نياز داريم ) . اطراف هسته اتم حداكثر هفت لايه الكتروني شناخته و شناسايي شده است كه همگي منطبق با تناسبات موجود در مدارها و ميان مدارهاي رسم شده در شكل توسعه يافته ستاره داوود مي‌باشند .

البته ما بايد اين موضوع را همواره در نظر بگيريم كه الكترونها در لايه‌ها و زير لايه‌ها ( داخل اتم ) نسبت به يكديگر جاذبه و دافعه داشته و مي‌تواند وضعيت آنها كمي متفاوت با شكل ترسيمي فوق باشد . ولي به هر حال ساختار كلي و پايه‌اي در اتم‌ها ، همين تناسبات موجود در رسم ستاره داوود توسعه يافته است .

شكل فوق طيف نشري خطي عنصر كربن را نشان مي‌دهد.

با مقايسه طيف نشري خطي كربن با مدارها و ميان مدارهاي شكل توسعه يافته‌ ستاره داوود ، متوجه تشابه تناسبات موجود ميشويم كه اين موضوع دال بر اين واقعيت است كه اتم‌ها در ساختار فيزيكي خود از شكل توسعه يافته ستاره داوود و تناسبات موجود در آن تبعيت مي‌كنند . دليل اين موضوع چيست و چه ميتواند باشد ؟ در مطالب بعدي در اين رابطه توضيح خواهيم داد !

كه ميهمانطور ‌دانيم طبق تعريف در يك اتم چند الكتروني ، بار منفي هر الكترون ، مقداري از بار مثبت هسته آن اتم را خنثي كرده و از تاثير تمامي بار مثبت آن بر الكترونهاي ديگر ، به ميزان معيني مي كاهد . عمل جلوگيري كردن الكترونها از تاثير تمامي بار مثبت هسته بر الكترون مورد نظر در يك اتم ، اصطلاحاً اثر پوششي آن الكترونها ناميده مي شود . البته اين در صورتي خواهد بود كه ما ميادين الكتريكي در داخل اتم را به صورت خطي ( مستقيم ) فرض كنيم . اينك اين سوال مطرح ميشود كه اگر اتمي يونيزه شود ، در حالت اول اگر الكترون از دست بدهد مي‌بايست تعادل و موازنه الكتريكي در اتم به هم خورده و ساير الكترونها به طرف هسته سقوط كنند كه در اين مورد اينگونه مطرح ميشود كه با نزديك شدن الكترونها به هسته به سرعت زاويه‌اي ( دوران آنها حول هسته ) افزوده شده و نيروي گريز از مركز باعث ماندن الكترونها در مدار ميشود ، علي‌رغم اينكه اين نگرش يك ديد كلاسيك به فيزيك هسته‌اي است برعكس اين اتفاق هم روي مي‌دهد ، يعني در حالت دوم اگر اتم ، الكترون اضافي داشته باشد الكترونها از هسته دور شده و ميبايست از سرعت زاويه‌اي خود بكاهند تا از اتم به طرف بيرون پرتاب نشوند . ولي براي اين پديده ميتوان يك توجيه جديد و نو ارايه داد يعني همانطور كه در مبحث ( وارونگي ميادين الكتريكي ، توجيهي جديد براي توليد زوج ماده - پاد ماده . بر خلاف انتظار ما ، ماده - پاد ماده يكديگر را نابود نمي‌كنند ) ذرات باردار همچنين هسته اتمها دوران ( اسپين ) دارند و با اين اسپين آنها پديده دوران ميادين الكتريكي روي مي‌دهد ، يعني خطوط ميدان الكتريكي از خط راست تبديل به دايره‌‌هاي بسته و نيمه باز ميشوند كه ذرات الكتريكي با بار مخالف و سبك تر مجبورند در داخل اين ميادين انحنا يافته تا بينهايت دوران داشته باشند و به بار مخالف هم نرسند . در اين حالت نيروي گريز از مركز الكترونها مطرح نيست بلكه بجاي اينكه نيروي الكتريكي مابين هسته و الكترونها آنهم به صورت خطي راست تعيين كننده قطر اتم باشد ، نيروي دافعه الكتريكي مابين الكترونها و زوج الكترونها در مدارهاي دايره‌اي شكل تعيين كننده قطر اتم خواهد بود . يعني دو الكترون با هم پيوند داشته و تشكيل زوج داده و يك اوربيتال را تشكيل مي‌دهند و روي مدارهاي پيرامون هسته ميچرخند . اينك اگر از تعداد آنها كاسته شود نيروي دافعه مابين الكترونها و زوج الكترونها در مدارها كاسته خواهد شد ، پس لايه‌ها و زير لايه‌ها به هسته نزديك خواهند شد و برعكس اگر تعداد زوج الكترونها و الكترونها افرايش يابد دافعه الكتريكي در مدارها افزايش يافته و مدارها از هسته فاصله مي‌گيرند و البته اين در صورتي خواهد بود كه تعداد پروتونهاي هسته ثابت باشد . به هر حال علت چرخش الكترونها پيرامون هسته ، به استناد قوانيني نيست كه مكانيك كلاسيك و يا مكانيك كوانتوم مطرح ميكند و علت آن فقط ميتواند دوران ميادين الكتريكي باشد . در دوران ميادين الكتريكي پيرامون هسته مناطقي بوجود مي‌آيد كه بگونه‌اي خلاء الكتريكي در آنها حاكم شده است كه الكترونها در آنها حضور نخواهند داشت و اين مسئله باعث پديدار شدن لايه‌ها و زير لايه‌ها ميشود . با توجه به نظريه اثر پوششي الكترونها ، لايه‌هاي بيروني‌تر اتم ميبايست فاصله بيشتري از يكديگر داشته باشند ، در صورتي كه لايه‌هاي بيروني به يكديگر نزديكتر هستند و اين پديده را شكل هندسي ستاره داوود توسعه يافته ميتواند توجيه ‌كند ، براي اينكه مدارهاي 1 و 2 و 3 همچنين مدارهاي 5 و 6 و 7 و 8 به هم نزديكند و تراكم الكترونها در اين مناطق زيادتر از مكانهاي ديگر خواهد بود و اين مسئله فعلا توجيه هندسي دارد ولي در آينده ، انشا الله پي به ماهيت و مفهوم اين ترسيمات هندسي خواهيم برد ، به طور مثال اينها ميتوانند برآيند نيروهاي ناشناخته‌اي براي ما باشند . چيزي كه فعلا به ما كمك خواهد كرد هندسه است و ترسيمات آن ، چرا كه ستاره داوود توسعه يافته ميتواند ساختار اتمها و ..... توجيه كرده و يا اينكه پيشگويي و نشان دهد .


[ یکشنبه یکم اسفند 1389 ] [ 12:39 ] [ مرجان خراسانی ] [ ]
شیمی چیست؟
شیمی، علم مواد و تبدیل آن ها به یک دیگر است. شیمی دانان از چگونگی تبدیل مواد به یکدیگر اطلاع دارند. کیمیاگران، اولین شیمی دانان تاریخ بودند. آن ها می خواستند تمام چیزها را به طلا تبدیل کنند. هر چند که به آرزوی خود نرسیدند، اما در عوض باعث رشد و شکوفایی علم شیمی شدند. کیمیاگران مواد جدیدی کشف کردند و راه های تازه ای برای ساختن ترکیب ها یافتند. امروزه شیمی دانان پیش از هرچیز، خواص مواد گوناگون را به دقت بررسی می کنند.

خواص شیمیایی چیست؟

ویژگی هر ماده را از دو دیدگاه می توان مورد مطالعه قرار داد. گروهی از این ویژگی ها مربوط به شکل ظاهری ماده است. مثلا با دیدن هرماده ای متوجه رنگ، حالت (جامد، مایع یا گاز بودن آن)، سختی و درخشش آن می شویم. این دسته از ویژگی های ماده، مربوط به واکنش هایی است که با قرار دادن آن در شرایط خاص برزو میکند و شاید پاسخ چنین سوال هایی باشد: «اگر ماده ی مورد نظر به تنهایی یا همراه با ماده ی دیگری حرارت ببیند، چه واکنشی از خود نشان میدهد؟ اگر در مجاورت هوا بسوزد چه اتفاقی می افتد؟» این دسته از مشخصات مواد، «خواص شیمیایی» نامیده می شود.

شیمی و محیط اطراف ما

شیمی با زندگی روزمره ی ما درآمیخته است. شیمی دانان در ساخت بیشتر اشیای اطراف ما سهیمند. کاغذ کتابی که روبه روی شماست، جوهری که برای چاپ آن به کار رفته است، اسباب بازی های پلاستیکی و گاز مورد استفاده در اجاق خوراک پزی خانه ها، همه و همه به کمک عمل شیمی مهیا شده اند. هیچ یک از این مواد در طبیعت یافت نمی شوند. شیمی دانان برای ساخت چنین چیزهایی از مواد طبیعی استفاده می کنند. آن ها ممکن است مواد طبیعی را از درختان، بدن حیوانات و حتی از زمین به دست بیاورند و با کشف روش هایی، محصولات مورد نظر خود را از این مواد خام تهیه کنند؛ بنابراین در دنیای امروز، علم شیمی بیش از سایر شاخه های علم تجربی با زندگی بشر مرتبط و برای ادامه ی آن مفید است. کلیه ی موادی که به دست انسان ساخته شده اند، جزو دستارودهای عمل شیمی به شمار می آیند. مثلا تلویزیون یا کامپیوتر زا  صدها ماده ساخته شده است که به کوشش شیمی دانان فراهم آمده اند. بدون تلاش این دانشمندان هرگز هیچ پیشرفت قابل توجهی در جهان صنعتی امروز پدیدار نمی شد.

ماده چیست؟

هر چیزی که در اطراف خود می بینید و لمس می کنید، ماده است. تمام مواد وزن دارند. گوشت و استخوان بدن شما، لباسی که به تن دارید، غذایی که می خورید، آبی که می آشامید و هوایی که تنفس می کنید، همگی ماده اند. امواجی که توسط رادیو و تلویزیون شما دریافت می شوند، وزن ندارند؛ بنابراین جزو مواد به شمار نمی آیند. احساس محبت و غم نیز ماده نیست.

ساختمان ماده چگونه است

قطعه ای آهن ماده است. می توانیم آن را بکشیم و به تکه های کوچک تری تبدیل کنیم. این تکه ها باز هم قابل تقسیمند و می شود بارها آن ها را کوچک و کوچک تر کرد. ولی تا کی می توان این کار را ادامه داد؟ کی کوچک ترین قطعه ی غیر قابل تقسیم آهن به دست می آید؟ دانشمندان راجع به این مسئله بسیار اندیشیده اند. دالتون – دانشمند بزرگ قرن نوزدهم – کوچکترین ذره غیرقابل تقسیم ماده را «اتم» نامید. کوچکترین ذره طلا، اتم طلا و همین طور کوچکترین ذره ی آلومینیم، اتم آلومینیم است. دالتون فکر کرد که اتم دیگر نمی تواند به اجزای ریزتری شکسته شود. «اتم» به قدری کوچک است که حتی با قوی ترین میکروسکوپ ها هم دیده نمی شود. اگر چهارمیلیون اتم طلا را کنار یکدیگر در یک ردیف قرار دهیم، خطی با طول تقریبی یک میلی متر به دست می آید. هرچند که ریزترین ذره ی آهن، طلا یا آلومینیم اتم است، ولی کوچکترین ذره ی آب، اتم نیست. کوچکترین ذره ی آب، «مولکول» نامیده می شود. هر مولکول آب از دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن هر دو در طبیعت به صورت گاز یافت می شوند. آهن، طلا، آلومینیم، هیدروژن، اکسیژن و ... هرکدام به تنهایی ماده ای خالصند. هر ماده خالصی «عنصر» نامیده می شود. آب از دو عنصر هیدروژن و اکسیژن تشکیل شده است و به عنوان « ماده ی مرکب» شناخته می شود «مولکول» ، ریز ترین ذره ی ماده ی مرکب است. تا امروزه 108 عنصر شناخته شده است. 92 عنصر این مجموعه در طبیعت یافت می شوند و 16 عنصر باقیمانده را نیز دانشمندان در آزمایشگاه به طور مصنوعی ساخته اند. این عناصر مصنوعی در طبیعت یافت نمی شوند. عناصر به شیوه های گوناگونی با یکدیگر ترکیب می شوند و میلیون ها ماده ی مرکب را به وجود می آورند. بعضی از این ترکیبات که همه با آن سروکار دارند عبارتند از: نمک، گچ، شکر، سرکه و ...

اتم چیست؟

همان طور که قبلا گفته شد، دالتون فکر می کرد که اتم غیرقابل تقسیم است؛ اما بعدا کشف شد که اتم از اجزای کوچک تری تشکیل یافته است و می توان آن را شکست. جالب است بدانیم که اگر اتم آهن را به دو پاره تقسیم کنیم، هیچ یک از دو پاره ی حاصل شده، خواص آهن را ندارند. آن ها در اصل دو عنصر جدید با ویژگی های جدیدند. بسیاری از دانشمندان فرضیه هایی درباره ساختمان اتم رایه داده اند و طرح هایی را پیشنهاد کرده اند. نیلز بوهر در سال 1913 مدل اتمی خود را ارایه داد. این طرح امروزه پذیرفته شده است. بوهر توضیح داد که اتم دارای یک بخش سنگین مرکزی است که « هسته» نامیده میشود. در هسته دو نوع ذره به نام های «نوترون» و«پروتون» وجود دارد. ذرات کوچک تری به دور هسته می گردند. این ذرات «اکترون» نام گرفته اند. همان طور که زمین روی مدار مشخصی به دور خورشید می چرخند، الکترون ها نیز در مسیر ثابتی به دور هسته می گردند. هر الکترون، مداری مخصوص به خود دارد. بعضی از این مدارها به هسته نزدیک تر و تعداد دیگری از آن ها از هسته دورترند.

ساختمان اتم چگونه است؟

اتم هر عنصری، تعداد ثابتی پروتون، نوترون و الکترون دارد. اتم هیدروژن از اتم های دیگر عناصر سبک تر است. اتم هیدروژن دارای یک پروتون و یک الکترون است و هیچ نوترونی ندارد. اتم عنصر هلیم از نظر سنگینی بعد از اتم عنصر هیدروژن قرار می گیرد. این اتم دارای دو پروتون، دو نوترون و دو الکترون است. اتم لیتیم بعد از هلیم جای دارد و از سه پروتون، چهار نوترون و سه الکترون تشکیل شده است. آهن عنصر سنگینی است. اتم آهن 26 پروتون، 30 نوترون و 26 الکترون دارد. تعداد الکترون و پروتون های یک اتم همیشه مساوی است. تعداد پروتون های هسته ی اتم هر عنصر، که یکی از مشخصات اساسی آن محسوب می شود، «عدد اتمی» نام دارد؛ بنابراین عدد اتمی هیدروژن یک، عدد اتمی هلیم دو، عدد اتمی لیتیم سه و عدد اتمی آهن 26 است.

|
[ پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 ] [ 9:45 ] [ مرجان خراسانی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام امیدوارم از مطالب نهایت استفاده را بکنید نظر یادتون نره
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
امکانات وب